کرونا ویروس و کارزار مدیریت بحران؛ بخش دوم

کرونا ویروس و کارزار مدیریت بحران؛ بخش دوم
نویسندگان: عمادالدین پاینده/ حسن نیک‌آئین/ عرفان مهربان

نگاهی به شیوع کرونا در ایران

در ایران آمار رسمی اعلامی از سوی وزارت بهداشت با آمار اعلامی از سوی مقامات محلی تفاوت قابل­توجهی نشان می­دهد. شاهد این امر آن است که اگر چه طبق اعلام قائم مقام دانشگاه علوم پزشکی قم در 6 اسفندماه، بیمارستان کامکار و بیمارستان فرقانی با مجموع 600 تختخواب در حال پر شدن بوده‌اند [1]، در تاریخ 15 اسفندماه، وزارت بهداشت اعلام می‌کند که فقط 386 نفر در قم به کرونا مبتلا شده‌اند [2]! (این بدین معنی است که حتی اگر نرخ رشد مبتلایان در قم را 1.2 برابر روزانه در نظر بگیریم، بایستی در 6 اسفند فقط 75 مبتلا در قم وجود می داشته است، که با پر شدن نزدیک به 600 تخت­خواب تناقض دارد).

با این حال، بر اساس اعلام روزانه وزارت بهداشت تا تاریخ 13 اسفند، تعداد مبتلایان به کووید 19 در ایران نیز روزانه 1.5 برابر می‌شود. [2] این در حالی است که از روز 4 اسفند تعطیل شدن مراکز آموزشی آغاز شد [3] اما تا 13 اسفند با گذشت 9 روز از تعطیلی‌ها همچنان تعداد مبتلایان به این بیماری روزانه 1.5 برابر می‌شود. واقعیت این است که اگر تعطیلی مراکز عمومی و آموزش‌ عمومی به روش سنتی آن قرار بود اثری داشته باشد بایستی حداکثر بعد از حدودا 7 روز شاهد نشانه­هایی از اثرگذاری آن می­بودیم (چرا که میانگین دوره نهفتگی 7 روز است [4]). در صورتی که این ضریب تا انتهای اسفندماه ادامه پیدا کند، این احتمال به صورت جدی وجود دارد تا روز اول فروردین‌ماه 1.4 میلیون نفر از جمعیت ایران درگیر ویروس کووید19 شوند. اگرچه در روزهای 14 تا 16 اسفند به ترتیب رشد 1.25 و 1.2 و 1.35 برابری را طبق آمار رسمی داشته‌ایم، با این همه با توجه به اینکه در 5-7 روز قبل اقدام قابل توجهی (مانند قرنطینه ووهان در چین و اعمال منع آمد و شد) رخ نداده، به نظر نمی‌رسد این آمار رسمی چندان قابل قبول باشد.

تاثیر گرما بر این ویروس هنوز به طور دقیق اثبات نشده است. گرچه حدس زده می‌شود که این ویروس نیز مانند سایر انواع ویروس­ها سرمادوست بوده و در گرما از بین می‌رود، اما بعید به نظر می­رسد که تفاوت چندانی نسبت به ویروس سارس داشته باشد که در دمای 21 درجه توانایی سالم ماندن تا 4 روز را نشان داده است [5]. به همین دلیل تخمین‌های مختلفی از زمان افول شیوع این ویروس وجود دارد که در بهترین تخمین‌ها انتهای اسفندماه شروع افول خواهد بود؛ این زمان به نوبه خود بسیار دیر است و نمی­توان به امید آن وقت را تلف کرد.

حتی با فرض اینکه از انتهای اسفندماه شیوع این ویروس کند خواهد شد، و با فرض 3.4 درصد مرگ و میر ناشی از این ویروس، در صورت پیشرفت ویروس با همین روند، این احتمال وجود دارد تا پایان سال جاری تعداد قربانیان این ویروس به حدود 50 هزار نفر برسد. گذشته از این، برآوردهای مذکور مشروط به این است که امکانات بیمارستانی به اندازه کافی برای پشتیبانی از این جمعیت وجود داشته باشد. طبق آمار حداقل 20 درصد از بیماران کرونا نیاز به بستری پیدا می‌کنند [6] و بنابراین در چند روز انتهایی اسفند که احتمالا با اوج گرفتن مبتلایان کرونا ویروس مواجه خواهیم بود، چیزی بالغ بر 200 هزار تخت بیمارستانی مورنیاز است که به دلیل عدم امکان برآورده کردن این زیرساخت بیمارستانی، عملا میزان مرگ و میر می­تواند بسیار فراتر از درصدهای مورد پیش­بینی حرکت کند.

تغافل عامدانه یا فقدان امکانات؟

آنچه در فرایند اطلاع­رسانی و انتشار آمار مبتلایان توسط مسئولین امر مشاهده می­شود بیش از آنکه پنهان­کاری یا عدم شفافیت و صداقت باشد، نوعی تغافل و فرار رو به جلو است. در حقیقت، اگر کشوری بخواهد در مواجهه با اپیدمی کرونا ویروس استراتژی دولت چین مبنی بر تعطیلی حداکثری فعالیت­های حیاتی (قرنطینه از مبدأ) را در پیش نگیرد راهی جز هوشمندسازی فرایند شناسایی و قرنطینه­کردن با استفاده از ابزارهای ارتباطی موجود برایش باقی نمی­ماند.سیاست محدودیت حداقلی در کنار سرمایه­گذاری ویژه بر روی شناسایی، قرنطینه و درمان استراتژی­ کشورهایی همچون کره­جنوبی و ژاپن است که با تکیه بر زیرساخت قدرتمند فناوری اطلاعات و ارتباطات و بسیج امکانات بالینی و پزشکی بسیار کارآمد و موفق عمل کرد.

هسته اصلی این راهبرد مدیریت بحران، پایش بهنگام الگوی فضایی (زمان/مکان) فعالیت افراد مبتلا است که با بیشترین دقت در شناسایی افراد مشکوک به یاری سیاست­گذاران می­آید. خرید با استفاده از کارت­های اعتباری، برداشت پول، فعالیت در رسانه­های اجتماعی، برقراری تماس­های تلفنی و ارسال پیامک، تردد در محدوده پوشش دوربین­های مداربسته و … اموری که جزء لاینفک زندگی مدرن محسوب می­شود و افراد تحت هر شرایطی ناگزیر از انجام آن هستند.

نظام حکمرانی سلامت عمومی کشورهای مورد بحث تنها دلیل قانع­کننده برای جلوگیری از تعطیل­کردن همه­چیز و متحمل­شدن تبعات بی­شمار آن برای اقتصاد کلان، آموزش عمومی، تجارت بین­المللی و … را در به کارگیری گسترده از داده­های ICT برای اشراف کامل بر وضعیت انتشار و شیوع کرونا ویروس دیده­ است. اساسا چه کارزاری از این جدی­تر می­توان توسعه و کارآمدی شهر هوشمند را در کشورها به چالش بکشد. بنابراین، مسلما خروجی این پاسخ­های سیاستی در واقع نماگر میزان توسعه­یافتگی و بلوغ دولت­ها بویژه در بسیج اجتماعی علیه معضل مشترک خواهد بود.       

چه باید کرد؟

متاسفانه یک تصور فراگیر بین مسئولین و سیاست­گذاران شرایط بحران این است که در برابر کرونا غافلگیر شده‌ایم و بنابراین نمی‌توان حرکت خاصی کرد؛ بایستی صبر کرد تا با گرم شدن هوا شیوع این بیماری کاهش یابد. وانگهی در این نظریه، موضوع ظرفیت محدود بیمارستان‌های ما لحاظ نشده است و در صورتی که بر همین اساس شیوع کرونا ادامه یابد، مجبور خواهیم شد تا همه‌ی مدارس و بیمارستان‌ها را برای نگه‌داری مبتلایان به کرونا بسیج کنیم. این مساله در حالی رخ خواهد داد که با فقدان جدی تجهیزات پزشکی لازم برای این حجم از بیماران نیز مواجه خواهیم شد و عملا به معنی رضایت دادن به مرگ و میر گسترده‌ی بیماران است.

بعلاوه، با زیاد شدن تعداد مبتلایان به این ویروس، جهش ژنتیکی در این ویروس نیز محتمل است و همانند آنفولانزا هر ساله با شروع فصل سرما، افزون بر موج سرماخوردگی و آنفولانزا، موج کرونا را نیز خواهیم داشت؛ به عبارت بهتر، درگیری هرساله‌ی کشور با این مساله مورد انتظار است [7].

بر این اساس، بسیار مهم است که به شدت نسبت به شیوع کرونا برخوردهای لازم انجام شود. خوشبختانه در همه‌ی سطوح غیرتخصصی همکاری کامل و تام با وزارت بهداشت وجود دارد، لکن در خط مقدم جلوگیری از شیوع، اتفاق ناخوشایندی در حال رخداد است.

طبق تجربه‌ی چین، کره جنوبی و سایر کشورها، بایستی برای تشخیص افرادی که کرونا دارند به صورت حداکثری عمل کرد تا با آگاه کردن و قرنطینه کردن این افراد (حتی قرنطینه خانگی) جلوی انتشار ویروس گرفته شود. هرچند، طبق پروتکل وزارت بهداشت، در ایران فقط افرادی مورد بررسی قرار می‌گیرند که نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشند و این افراد فقط 20 درصد از کل مبتلایان به کرونا را تشکیل می‌دهند. بر این اساس در ایران 80 درصد از مبتلایان به کرونا در جامعه در حال فعالیت هستند و حتی نسبت به بیماری خود آگاهی ندارند (شکل 1 [8] – البته این فلوچارت اندکی تغییر کرده است ولی کلیت آن همین است).

پروتکل وزارت بهداشت جهت پایش افراد مشکوک به ویروس کرونا
شکل 1- پروتکل وزارت بهداشت جهت پایش افراد مشکوک به ویروس کرونا

جمع­بندی

با توجه به توضیحات فوق، مشخص است که در صورت عدم تغییر این رویکرد وزارت بهداشت، عملا کنترلی بر روی شیوع کرونا نخواهد شد و به سوی همه‌گیری کرونا خواهیم رفت. بدون شک، وزارت بهداشت بایستی موظف گردد تا از هر بیماری که نشانه‌های این بیماری را دارند ولی نیاز به بستری شدن ندارند، نیز تست گرفته و در صورت مثبت شدن تست، با آگاه کردن فرد، و نظارت شدید از فرد بخواهد که خود را قرنطینه نماید. اما آنچه حائز اهمیت است چگونگی انجام چنین امر خطیری است. بسیاری از محققان بر این باورند که موفقیت پویش سراسری فاصله­گیری اجتماعی در دور کردن افراد از خیابان­ها، مکان­های عمومی و تجمعات عامل رفتاری­اجتماعی غیرقابل­انکار توفیق دولت کره­جنوبی در مهار کرونا ویروس بوده است.

باردیگر، به نظر می­رسد یکپارچگی عملکرد نسبت به معضل مشترک از جنسِ تهدیدکننده بقای نسل بشر، نیازمند استراتژی واحد حکمرانی داده است که به موجب آن بتوان شهروندان عصر دیجیتال را در راستای تأمین امنیت و سلامت عمومی بسیج کرد. ضریب نفوذ بیش از 90 درصدی اینترنت در کنار نرخ عمومی 150 درصد برای استفاده از تلفن همراه در کشور نشان می­دهد سریع­ترین، دقیق­ترین و کارآمدترین گزینه پیش­روی مدیران بحران بهره­گیری از پتناسیل فناوری اطلاعات و ارتباطات است که به طور قطع ضرورت آن بیش از سایر راه­حل­های سنتی اطلاع­رسانی عمومی و بسیج اجتماعی احساس می­شود. نباید از نظر دور داشت در شرایطی که سرانه پایانه­های کارتخوان فروشگاهی (POS)  به ازای هر 8 ایرانی یک دستگاه است نمی­توان هیچ بهانه­ای را برای عدم شناسایی و ردیابی کامل افراد مبتلا، مشکوک و در معرض در کشور- دست­کم در استان­هایی که سهم بیشتری از این ضریب نفوذ فزاینده دارند- باقی نمی­ماند.

تعلل در این مرحله که هنوز زمان لازم برای چنین سیاستی در دسترس است می­تواند ضربات جبران­ناپذیری در سه­ماهه نخست سال 1399 بر پیکره نظام پولی­بانکی، نرخ اشتغال و به دنبال آن امید اجتماعی مردم وارد آورد.  

 

متن کامل این گزارش از طریق لینک زیر قابل‌دسترسی است:

    پاسخ دهید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*

    5 × پنج =